چکیده ای از پژوهش سخنرانی دکتر فرهاد ناظر زاده کرمانی، استاد گروه هنرهای نمایشی دانشکده نمایش و موسیقی پردیس هنرهای زیبا- دانشگاه تهران
با تقدیم سلام به حاضران این سمینار که خوشبختانه به اهمیت آموزش برای اعتلای این هنر پی برده اند، و با سپاسگزاری از تشکیل دهندگان این همایش، به ویژه آقای عباس اقسامی، دبیر محترم همایش و آقای فارس باقری که دبیر بخش علمی سمینار فراخواننده اینجانب بوده اند به چند نکته که حاصل پژوهش های شخصی در این زمینه است، اشاره می کنم.
هر دانشگاه(University) و خرده- هم سازگانهای آن ( به ترتیب اولویت و عمده بودن): پردیس- college، دانشکده –Faculty-، گروه آموزشی (Educational Department) در راستای راه یابی و رسیدن به چهار خویشکاری ( وظیفه)، یا آماج و یا کارویژه پدید آمده اند و رتبه و جایگاه این نهاد های آموزشی در سنجش با چنداچون راه یابی و دسترسی آنها، به همین چهار اصل، شناسایی و داوری می شوند:
1. آموزشی و پژوهشی و پرورشی و همایشی
پس اگر ما می خواهین چنداچون نهاد آموزشب خود را بهتر، گسترده تر و ژرف ترکنیم، باید در این چهار زمینه، کارکنشهای خود را پدید آوریم. باید گروه آموزشی هنرهای نمایشی را به لحاظ آموزش، پژوهش، پرورش و همایش، از نظر کمی و کیفی، توسعه دهیم. اگر بخواهیم مشخص تر و موردی تر به جنبه های برنامه ی آموزشی در گروه هنرهای نمایشی بپردازم و کاستیها، یا به قول برگزارکنندگان این همایش آسیب شناسی آن را، برجسته کنم، به این چند زمینه می پردازم:
1. از آنجائیکه در «هنرهای نمایشگانی» (Permormative Arts) هنرهایی که به شکلی زنده در برابر مخاطبان و دریافتگران آن – تماشاگران یا شنوندگان- پدید می آیند، هنر موسیقی اهمیت بنیادی دارد؛ باید پیشنهاد کنم که درسهای موسیقیایی رشته هنرهای نمایشی، بیش از پیش توانمند شوند و بر شمار آنها نیز افزوده گردد
2. این نکته را هم خوب می دانیم که آزمون ورودی (کنکور) این رشته، خوب، شایسته و کارامد، انجام نمی پذیرد.چه بسا داوطلبان کم استعداد، کم علاقه و کم امکان، در آزمون ورودی، خواه مقطع کارشناسی و خواه کارشناسی ارشد، موفق می شوند و خود را در گرایشهای این رشته( هنرهای نمایشی) می پذیرانند و حال آنکه بسیاری از داوطلبان با استعداد، با علاقه و با امکان در آزمون های کمابیش ناسنجیده ای که سالیان سال برگزار می شوند، ناکام می مانند و پذیرفته.
داوطلبان پذیرفته شده، ولی کم استعداد، کم علاقه و کم امکان، معمولا در کلاسهای درس درست حضور می یابند و نه به تماشای نمایشها می روند و نه در همایشها شرکت می کنند و نه کتاب و نشریه یی می خوانند، و بدتر آن که نسبت به بود و نبود هنر نمایش و پدیده های آن در جهان و ایران ، نه حساسیتی دارند ، و نه غیرتی نشان می دهند . در حالی که همین دانشجویان اجباری شاید در رشته ها و تخصصهای دیگر ، چنانکه به رشته ها می رفتند ، فعالیت بیشتری می کردند و با شوق فراوان تحصیلات خود را ادامه می دادند و در آن تخصص ، صاحب صلاحیت و خاصیت بیشتری می شوند . 3- در گروههای آ»وزشی دانشگاهی رسم است که برای هر واحد درسی به پیش از تدریس آن ، کتاب درسی تهیه و تالیف کنند و در اختیار دانشجویان قرار دهند به طوری که دانشجویان از همان آغاز می دانند برای چهل یا پنجاه درسی که قرار است در دوره ی کارشناسی ارشد بخوانند چه کتابهای درسی را باید تهیه کنند ؟ و سرفصل و موضوعات آن جه هستند . و مدرسین درس هم به کمک و میانجی کتاب های درسی مبحث هایی که قرار است ، طی آن درس ها بیاموزند ، کدامند ؟ کتاب درسی هر واحد درسی، کتاب پایه به حساب می آید و مدرس موظف است ، منابع تکمیلی واحد درسی خود را نیز به دانشجویان معرفی کند . بنابراین ضرورت دارد . ما نیز باید به سرعت برای هر واحد درسی در گروه نمایشی کتاب درسی تهیه کنیم . برای این کار خیلی دیر کرده ایم . هر روز زودتر که این کار را شروع کنیم بهتر است.
4- ما در حوزه ي جغرافيايي – فرهنگي ايران به پژوهش و نظريه پردازي اين جانب (فرهاد ناظرزاده كرماني ) 9 ريختار يا گونه ي نمايشي (theatrical ponm) داريم از اين قرار است:
1- نمايشهاي آييني ( مانند آيينهاي نمايشي ميترايليستي
2- نمايشهاي عروسكي ( خيمه شب بازي )
3- نمايشهاي كارگرداني (مير نوروزي ، كوسه برنشين )
4- داستان گويي هاي نمايشگرانه ( نقالي ها ، پسر خواني ها )
5- خندستانهاي سنتي (تقليد و گونه هاي آن : سياه بازي ، بقال بازي )
6- نمايش سوگرنجهاي دين سروران ( تعزيه )
7- نمايشهاي گذرگاهي ( معركه گيريها ، شعبده بازيها ، پهلواني گرها )
8- نمايشهايي كه به تقليد از غرب در دوران جديد به ويژه پس از انقلاب مشروطيت به ايران آمده اند .
برصحنه اجرا شده از به فارسي ترجمه و ( نمايشنامه هاي موليير و برشت و بكرو...) و به ميانجيگري سبكهاي اجرايي غربي چون سبكهاي استافيلاوسكي ، برشتي ، پيسكاتوري ....و آرتويي.
9
- نمايشهاي تركيبي ( تركيب شگرد ها و شيوه اي تئاتر غرب با شگردها و شيو هاي نمايش هاي سنتي از ميان اين نه ريختار يا نه گونه ي نمايشي 7 گونه ي نخست آن بوم آورد و ويژه ي حوزه ي جغرافيايي – فرهنگي ايران هستند و ربطي به هنرهاي نمايشي فرنگي ندارند و بعضي از اين گونه ها چند هزار سال در حوزه ي جغرافيايي – فرهنگي پيشينه دارند و بعضي از اين ها نابود شده اند و يا در شرف نابودي اند . بايد زودتر به اين مهم پرداخته شود .
پيشنهاد مشخص و فوري اينجانب اين است كه براي ريختارهاي نمايش سنتي ايراني ( هفت ريختار پيشگفته ، به علاوه ي ريختار تركيبي ) گرايش و تخصصي مستقل ايجاد كنيم . همه در مقطع كارشناسي و هم كارشناسي ارشد . يادم مي آيد ، يكبار استادي خارجي پرسيد ، اگر كسي بخواهد در زمينه ي گونه هاي سنتي نمايش ايراني تحصيل كند، بايد به كدام دانشگاه ايران برود ؟! چه جوابي مي توانيم به آن استاد بدهيم . باري ، به پيشنهاد موكد اينجانب ، ضرورت دارد تا ديرتر نشده ، در مقطع كارشناسي كه ما گرايشهايي چون بازيگري ، ادبيات نمايشي و صحنه آرايي ...و نمايش عروسكي را داريم ، يك گرايش ديگر هم اضافه كنيم ، و آن گونه هايي نمايش سنتي ايران باشد . و شايد همين كار را در مقطع كارشناسي ارشد هم انجام دهيم . همين امسال ! هر سال كه بگذرد ، استادان سنتي و مردمي اين هنرها پيرتر مي شوند و .....
كار يافتن استادان مناسب دشوارتر . دوستان همت كنيد .
5- در برنامه ريزي آموزشي ما روي آوري و درنگ به هنر نمايش در هند ، چين ، ژاپن ، كشورهاي عربي – اسلامي و كشورهاي آفريقايي ناچيز است هم در سطح دانشجويان و هم در سطح مدرسان .و حال آن كه ضرورت دارد كه با چنداچون و شگردها و شيوه هاي نمايشي آن حوزه هاي جغرافيايي – فرهنگي ، بيشتر و بهتر آشنايي پيدا كنيم .و اين خواسته در گروي و گنجاندن درسهاي ويژه يي است .
6-درس تمثيل شناسي به رغم اهميت پايه ي و بنيادي كه در هنر نمايش دارد ، از محتواي حقيقي اش تهي شده است ، و يا كه محتواي آن ، به هوا و هوس استاد ؟ تدريس آن واگذار شده است ، و به اصل هر چه مي خواهد دل تنگت ، بگوي !
ضروي اي كه با اين درسي نهادي ، درست برخورد شود و براي آن فورا كتاب درسي تهيه گردد. آشنايي با تمثيل شناسي ، نمي توان الگوريها (ALLEGORES ) ، فايلها (FABLES) و پارابلهاي (PRABLES) نمايشي كه بسياري از نمايشنامه نويسان و نمايش سازان از اين گونه هاي تمثيلي استفاده كرده اند را شناخت ، يا آنها را بر صحنه پديد آورد .
7- ارتباط و مناسبت ما با تئاتر جهان بسيار اندك است . از سويي ضرورت دارد از دانش و تجربه ي استادان خارجي ، ويژه هندي استفاده كنيم و از سوي ديگر ضرورت دارد دانشجويان حقيقي ( مستعد ، با علاقه و با امكان ) خود را براي دوره هاي گوناگون و حتا كوتاه مدت به كشورهاي مورد نظر و دانشگاه هاي كشورهاي مختلف جهان است . ما در اين زمينه كم عمل كرده ايم .
9- اعزام دانشجويان حقيقي به دانشگاههاي خارجي كشورهاي مختلف و به منظور انجام تحصيلات عالي نيز يكي از پيشنهادهاي مشخص اينجانب است .
در پايان خوشي بيني خود را نسبت به آينده ي هنر نمايش در ايران اعلام مي كنم و در فرصت ديگري دلايل اين خوش بيني را خدمت علاقه مندان عرض خواهم كرد . باتشكر از شما حاضران محترم .